تبليغاتX
مثل آزادی یک شاپرک تازه نفس

همیشه پشت ضمیر منت

شاهین خدا منتظر است


وبه امید سوا گشتن تو

از جسمت

به تقلای

رهایی شما مینگرد

مثل آزادی یک شاپرک تازه نفس

مثل آزادی یک ناز کبوتر بچه

او چرا مثل خدا مینگرد؟؟؟

 

نوشته شده توسط ... در ساعت 23:13 | لینک  | 

بنام نامی بی نام

کاش میدانستم چه می خواهد؟

پلکهایش پایین.. لب او مهمور است

دست بر دست دیگر به چه نیت بسته؟

نیمه اش در آب مدفون شده است

نیمه دیگر چرا از آب بیرون جسته؟

کاش می دانستم که در ذهنش چه می گوید؟

چهره اش خاموش است

گویا که روحش رخت بربسته

 
هیچ آیا میهراسد از مد این آب زنگ آلود؟؟؟

نوشته شده توسط ... در ساعت 23:10 | لینک  | 

شهر من زیبا نیست

شهر من شور ندارد دیگر

شهر من شهر ریاست

شهر من نور ندارد دیگر

شهر من نیمه شبش عاشق و معشوق ندارد دیگر

شهر من شهر بزه کاریهاست

شهر من مرد ندارد دیگر

پسران شهرم      همه مسموم به زهر افیون

دختران شهرم       همه بیمار تر از بیمارند

شهر من نیمه شبش مرده تردد دارد

همه مردم شهرم درگیر

همه مردم شهرم بیکار

شهر من رنگ خجالت دارد

شهر من صبحدمش   چهچه مرغ سحری نیست دگر

نغمه مرغ سحر        ناله عیاشان است

شهر من جمع خطای بشریست

شهر من بوی فنا سر زده   از دیوارش

شهر من زشت ترین شهر خداست

شهر من      شهر من نیست دگر شهر جفاست

نوشته شده توسط ... در ساعت 17:16 | لینک  |